تبليغاتX
محمد مصطفایی - نجات یک محکوم به قصاص با رضایت ولی دم : فقط و فقط به خاطر خدا بخشیدم

محمد مصطفایی

دفاع از بی دفاع

نجات یک محکوم به قصاص با رضایت ولی دم : فقط و فقط به خاطر خدا بخشیدم

چند ماه پیش وکیل تسخیری مجید باغستانی، متهم به قتل عمد در شعبه 74 دادگاه کیفری استان شدم. موضوع از این قرار بود که در تاریخ 28/2/1387 مجید باغستانی خود را به کلانتری معرفی و اعلام می دارد که مرتکب قتل همسرش شده است. او در تشریح ماجرا می گوید که به واسطه مشکوک شدن به همسرش در حالی که او کاملا بی گناه بود، به حالت جنون رسیده و ندانسته، با گوشت کوب چند ضربه به همسرش زده و بعد او را خفه کرده و به قتل رسانده است. محتویات پرونده حکایت از صحت اقرار مجید داشت. او می گفت به رفتارهای همسرم مشکوک شدم. همسرم زن بسیار خوبی بود و من علاقه زیادی به او داشتم و نمی دانم که چرا دست به این عمل ناجوانمردانه و نکوهیده زدم. بسیار پشیمان و نادم هستم. در جلسه رسیدگی به اتهامش نیز پس از ایستادن در جایگاه، در حضور قضات و تماشاچیان قتل را به گردن گرفت و گفت هر آنچه مادر همسر به عنوان ولی دم بگویند من می پذیرم. اینجانب بر حسب وظیفه قبل از محاکمه حدود یک ساعتی با مادر مقتول صحبت کردم او زن صبور و شکیبایی بود به حرفهای من دقیقا گوش می کرد و من را پسر خودش خطاب می نمود. بعد از دادگاه نیز بارها به وسیله تلفن با این مادر که نامش اشرف مصلح نو و اهل همدان است صحبت کردم. تا اینکه پس از مدتی دیروز به این مادر زجر کشیده زنگ زدم. پس از اینکه صدای من را شنید. گفت که مدتهاست دنبال من می گردد ولی نمی تواند با من صحبت کند. او گفت: من به حرفهای شما خیلی فکر کردم. چند روز پیش وقتی از همدان برای اجرای حکم قاتل به تهران می آمدم هم  بسیار با خود اندیشیدم. به خود می گفتم که نمی توانم جان کسی را بگیرم و قدرت به دار آویختن کسی را ندارم. تا اینکه با خدا معامله کردم و فقط و فقط برای رضای خدا قاتل فرزندم را بخشیدم.

وقتی این مادر مهربان چنین خبری را به من داد نتوانستم جلوی اشکهایم را بگیرم او بدون آنکه کسی به سراغش برود و التماس کند با خدا معامله کرده بود. او من را خوب می شناخت و دورادور شاهد فعالیتهای من در مورد کودکان بود و از خبر اعدام هایی که انجام شده بود ناراحت بود.

او به انسانی جان داده بود.

خیلی جالب بود و تامل برانگیز

او به انسانی جان داده بود.

او گفت که راحت شده و از گذشتی که کرده است راضی است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم آذر 1388ساعت 15:32  توسط محمد مصطفایی  |